ویلاهای لواسان برای شما، قبرهای باغستان برای ما… + فیلم

روی چه کسی «سیاه» است؛ گور خواب‌ها یا…؟
ما که با نام و نشان می‌نویسیم، چراغمان در این خانه می‌سوزد. دلمان با این نظام است و تنمان می‌لرزد از سست شدن باور مردم. سقف این خانه بریزد روی سر همه‌مان می‌ریزد.
عادت دارم شب‌ها آن‌قدر دیر بخوابم تا روزنامه‌هایی که سایت دارند، مطالب فردا را آپلود کنند. گزارش صفحه نخست روزنامه «شهروند» با تیتر «زندگی در گور» به قلم مریم روستایی آن‌قدر تلخ بود که خواب از چشمم گرفت. تمام‌روز هم عکس‌ها را نگاه می‌کردم و می‌بستم. دیدن شهروندانی که در گور، زندگی (واقعاً زندگی؟!) می‌کردند روز و روزگارم را تلخ کرد.

13951007-1024-7-25

انگار شرم داشتم از دیدن آن چهره‌های دودگرفته‌ی سر از گور بیرون آورده. انگار حس می‌کردم دست من هم به این گناه آغشته است. اسمش را می‌گذارم گناه. چون غفلتی تا این اندازه از رنج انسان‌هایی که با ما، هم‌وطن و هم دین و چه‌بسا هم‌خون هستیم نامی جز گناه ندارد.

تا شب واکنش‌های بسیاری دیدم که بینشان پست اینستاگرامی حجه الاسلام و المسلمین محمدعلی آهنگران فرزند صادق آهنگران که تن آدم را می‌لرزاند. در قسمتی از آن نوشته بود: از خود پرسیدم من به‌عنوان یک مبلغ دین با دیدن مرد معتادی که سر از قبری کثیف و سیاه بیرون آورده و به من خیره شده چه وظیفه‌ای دارم؟ در این لحظه مسخره‌ترین سؤال این است که از او بپرسم مقلد کدام مرجع تقلید هستی؟ آیا نماز ظهر و عصرت را خوانده‌ای؟ آیا به ولایت‌فقیه اعتقادداری؟ فقر و اعتیاد با این آدم کاری کرده که تا این درجه از خفت را بپذیرد و تا این درجه از کثافت را تحمل کند … وظیفه‌مان در قبال این انسان‌ها چیست؟!

مردم عادی را شاید نشود شماتت کرد اما مسئولانی که بر صندلی‌های معتبر نشسته‌اند و تریبون‌های پرقدرت در اختیاردارند و از بام تا شام به خلایق درس اخلاق و تقوا می‌دهند از این زخم‌ها بی‌خبرند یا می‌دانند و به روی خودشان نمی‌آورند؟ اگر بی‌خبرند از رنج مردم که شایسته نشستن بر صندلی مدیریت نیستند و اگر خبردارند پناه‌برخدا که اگر باور ندارند از پس امروز بُوَد فردایی!

shahrvand8dey

پس از انتشار این گزارش ناگوار در گورستان نصیرآباد (حاشیه تهران)، مسئولین شهری آن منطقه، بار دیگر به‌جای حل مسئله، صورت‌مسئله را پاک کردند.
عده‌ای از طرف فرمانداری و شهرداری و ناجا آمدند و ریختند زدند و گرفتند و بردند و …
عده‌ای گفتند بردند که سازمان‌دهی کنند، اما چطور؟! با کتک زدن تعدادی معتاد بی‌دفاع؟!
عده‌ای از شاهدان هم گفتند که همه را ازاینجا فراری دادند… حالا همین گور را هم ندارند که بخوابند!
این‌که تا کی قرار است بیچارگان در این جامعه بدین شکل هر شب بمیرند و صبح زنده شوند… تا کی قرار است به مردم ظلم شود و کسی جواب ندهد، فریاد کسانی که فعلاً سر در جیب مراقبت فروبرده‌اند! درنیاید… را خدا می‌داند.
منابع: پایگاه خبری قانون و عصر ایران

۳ دیدگاه

  1. واقعا خبرش رو دیدم ناراحت شدم.گناه داره تو قبر خوابیدن

  2. ای بابا…..ادمی که خواب باشه رو میشه بیدارش کرد …ولی ادمی که خودش رو خواب زده….نه نمیشه…اوضاع ما اینجوری یه عده خودشونو خواب زدن..صدای اون مظلومی که فریاد میزنه رو نمیشنون..انگار این درد مردم نیس.اینگار این درد جامعه نیس…خدایا خودت یه کاری کن…

  3. حالا چی شدن اینا؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *