نخبگى یا پخمگى؟

یادداشت/ دانیال یادگاری: مطمئناً دیکتاتوری و فاشیسم در ظاهر دو سیستم شبیه به هم هستند اما تفاوت اصلی آن‌ها در این است که در سیستم‌های دیکتاتوری، دیکتاتور خشونت اجتماعی را بنیان‌گذاری می‌کند و نخبگان این خشونت را تئوریزه می‌کنند

اما سازوکار فاشیسم در این است که این خشونت اجتماعی از پایین به بالا رخ می‌دهد یعنی مردم و نخبگان برای حذف مخالفان و یا دسته‌ای دیگر به‌جای پارلمانتاریسم (نظام‌های پارلمانی که رئیس قوه مجریه در مقابل رئیس قوه مقننه و نمایندگان باید پاسخگو باشد) از روش‌های سرکوب و معارضه استفاده می‌کنند

 و نخبگان نیز همسو با مردم و با جعل نظریات شبه‌علمی، می‌کوشند به این خشونت اعتبار بخشند.

در سال‌های اخیر و با رشد شبکه‌های اجتماعی شاهد شمشیرکشی‌های مشتی اراذل با نقاب فرهنگی هستیم که تمایلات سلطه طلبانه قومی، طبقه‌ای و فاشیستی خود را در قالبی دلسوزانه و جامعه‌شناسانه ارائه می‌کنند و توده ناآگاه نیز همسو با این اوباش این نظریات را تأیید می‌کنند.

جناب خانم مولاوردی، معاون محترم زنان ظاهراً متن اعلامیه جهانی حقوق بشر را نخوانده‌اند که هر انسانی مالک و تصمیم‌گیرنده تن خویش است (حتی اگر تصمیم بگیرد به آن صدمه بزند) هم ازاین‌روست که وقتی به بیمارستان مراجعه می‌کنید فرمى تحت عنوان رضایت انجام امور پزشکی را امضا می‌کنید تا پزشک برای درمان اجازه داشته باشد. شما که از پیش‌پاافتاده‌ترین حقوق یک انسان ناآگاه هستید چطور به خودتان اجازه می‌دهید در مورد عقیم شدن بی‌خانمان‌ها لاطائل بگوئید؟

اصلاً شما در چه جایگاهی (به لحاظ دانش و دین در حق تصمیم‌گیری برای انسان‌های دیگر) هستید که با خلق این نظریات کثیف فاشیستی، بدیهی‌ترین حقوق یک انسان را از او سلب کنید؟

شما بهتر است همان چشم چشم دو ابرویتان را بکشید و لایکتان را بگیرید و از نظریه‌پردازی در اموری که بزرگان، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی هم در آن عاجزند، پرهیز کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *