سردارآبادی: آتش‌نشان‌ها ذخایر انقلاب هستند نه نجومی بگیران/قوا و نهادهای کشور مردم را به رسمیت نمی شناسند/مردم جام زهر و فتنه۸۸ هاشمی رفسنجانی را فراموش نمیکنند

امین سردارآبادی دبیر جنبش عدالت‌خواه دانشجویی و فعال سابق انجمن اسلامی دانشگاه حکیم امروز (جمعه اول بهمن ۹۵) در پیش خطبه‌های نماز جمعه تهران به سخنرانی پرداخت. متن کامل سخنرانی به شرح زیر است:

بسم رب الشهدا  و المستضعفین

خداوند را شاکرم که توفیق شد در خدمت نمازگزاران محترم باشم.

در ابتدا عرض می‌کنم آتش‌نشان‌ها که در این سختی معیشت ایثار و فداکاری و ازخودگذشتگی نشان می‌دهند ذخایر انقلاب هستند نه نجومی بگیری که سهم خودشان را از سفره انقلاب مطالبه می‌کنند. جهت شادی روحشان صلواتی ختم کنید…

این‌جانب به نمایندگی از اتحادیه جنبش عدالت‌خواه دانشجویی کشور در پشت تریبون نماز جمعه حاضرشده‌ام. در این زمان دو مسئله را با شما در میان می‌گذارم:

 

مسئله اول شفافیت حق مردم است

حقوق و وظایف مردم فقط به انتخابات‌ها و راهپیمایی‌ها ختم نمی‌شود مردم حق دارند بفهمند که حاکمان چطور حکومت می‌کنند. حق دارند که در جامعه اسلامی بدانند که چه کسی بابت چه‌کاری از بیت‌المال مسلمین چقدر برداشت می‌کند. مردم نامحرم نیستند.. در نگاه دینی مردم بار‌ها به وظیفه امربه‌معروف و نهی از منکر حاکمان موظف شده‌اند هم‌چنین حاکمیت وظیفه دارد که این مسائل را با مردم در میان بگذارد.

سرنخ پدیده‌های فساد مانند حقوق‌های نجومی، املاک نجومی، اختلاس‌های بانکی و سایر فسادها که را دنبال می‌کنیم همگی آن‌ها در یک نقطه کور به هم می‌رسند و آن «عدم شفافیت» نظام مالی و اقتصادی در ایران است.

اگر حساسیت رسانه‌ها و افکار عمومی در یکسال گذشته نبود آیا مسئولان دولتی و حکومتی در همین حد ناچیزی که مشاهده کرده‌ایم خود را ملزم به پاسخگویی می‌دیدند؟

 

دفعه قبل از پشت همین تریبون به سران سه قوه اعلام کردیم که لیست اموال و دارایی‌هایتان را شفاف کنید در روز دانشجو نیز به آقای روحانی این مسئله را متذکر شدیم اما اتفاقی نیفتاد.

باگذشت سه سال از دولت یازدهم هنوز دو وزیر حاضر به ارائه لیست اموال خود به قوه قضاییه نشده‌اند و قوه قضاییه نیز با مماشات با این افراد برخورد کرده است.

حتی سران دو قوه بر سر شفافیت بحث‌وجدل کردند اما نه آگاهی برای مردم کسب شد و نه اعتماد عمومی بالا رفت. مشکل آنجاست که قوای کشور و دیگر نهادها مردم را به رسمیت نمی‌شناسند و در کشورداری سهیم نمی‌کنند.

 

برای مثال قوه قضایی از نبود توان در برخورد با مفاسد می‌گویید اما نه‌تنها در پیدا کردن و رفع فساد از مردم کمک نمی‌گیرد. بلکه با ورود مردم برخورد می‌کند. در این مسئله نمونه ملموسش سید میثم صفاییان نماینده کامیون دارها که علیه فساد، تبعیض و قاچاق در سیستم حمل‌ونقل گفت و منصور نظری که فساد فضائی در دستگاه قضا گزارش محرمانه تهیه کرد. در این زمینه نه‌تنها مسائل حل نشد و از ظرفیت مردمی استفاده نشد بلکه با آن‌ها برخورد نیز صورت گرفت حتی سؤالات بسیار ابهام‌آوری را در ذهن‌ها مطرح کرد که چرا مسیر دادگاه‌ها و زندان بسر می‌برند و تبعیض و قاچاق هم چنان پابرجا است و حتی آن قاضی متهم به طرز مشکوکی بازنشست می‌شود. مشخص نبودن این‌ها تأثیرات بدی در ذهن عموم مردم خواهد گذاشت.

با این وضع موجود، مردم حق دارند که حساس شوند بدبین بشوند. بهترین راه برای جلب اعتماد عمومی هست ایجاد سامانه‌ای برای اعلام حقوق‌ها و دستمزد‌ها است که در ماده ۳۵ برنامه توسعه آمده است.

ولی افرادی در پشت پرده که از عدم شفافیت در نظام پرداخت‌ها، نظام بانکی و نظام اقتصادی بهره می‌برند تمام تلاش خود را برای حذف ماده ۳۵ برنامه ششم در مورد اطلاع عمومی مردم از حقوق مدیران را در صحن علنی مجلس کردند اما حضور به‌موقع دانشجویان و افکار عمومی مانع شد. حال این افراد از شیطنت‌هایشان دست برنداشته‌اند.

از همین تربیون از شورای محترم نگهبان می‌خواهیم این ماده را کامل تصویب کند تا ضربه مهلکی بر میزان مقبولیت و حتی جمهوری اسلامی وارد شد را جبران شود.

 

دومین مسئله‌ای که باید به آن بپردازیم مسئله صدا سیما است که شرح آن خود رنج‌نامه‌ای مفصل می‌طلبد.

سپاس از جهادهای صداوسیما برای رسیدن به اهداف انقلاب انجام داده است.

امام خمینی پیرامون صداوسیما گفته است:

[صداوسیما] این یک دانشگاه عمومی است

[صداوسیما] دستگاهی باشد که بعد از چند سال تمام قشر ملت را مبارز بار بیاورد،

تمام را متفکر بار بیاورد

مستقل بار بیاورد،

از غرب‌زدگی بیرون کند؛

استقلال به مردم بدهد.

(صحیفه امام جلد ششم)

 

صداوسیما در این شاخص‌های امام و رهبری متأسفانه تا حدودی مردود شده است. زمان جاری یکی دیگر از شرایط خاص انقلاب اسلامی که از یک‌سو تجربه برجام و ارتباط با امریکا را سپری می‌کند رسانه ملی باید تجربه حاصل‌شده از یک دوره مذاکره و تعامل با غرب در قالب برجام هیچ ثمری جز بدعهدی امریکا نداشته است را بیان نمایند.

چرا منتقدان جایی در صداوسیما ندارند؟ پخش مذاکرات کمیسیون برجام و موضع‌گیری‌های مقامات داخلی و غربی و برگزاری برنامه‌های دوطرفه و برخی مستندهای روشنگرانه حداقل کاری بود که می‌توانست بشود ولی نشد؟ تا عده‌ای در داخل سخن از برجام‌های بعدی نگویند عده‌ای در آنتن رسانه ملی اعلام می‌کنند هدف از پذیرش برجام نه لغو تحریم‌ها که رهایی از جنگ بوده است!

 

صداوسیما در حوزه مشکلات داخلی کشور نیز عملاً باب هرگونه نقد به عملکرد مسئولین بسته است… صداوسیما چند برنامه انتقادی پیرامون قراردادهای نفتی جدید، کرسنت، فیش‌های نجومی و املاک نجومی، اطاله دادرسی‌ها، مشکلات ساختاری قوه قضاییه، طرح تحول سلامت، شفافیت اقتصادی، عملکرد نظام بانکی، مشکلات نظام سلامت و تجمیع بیمه‌ها، طرح تحول سلامت ساخته‌شده است؟

صداوسیما [می‌تواند] کارنامه خود را ارائه دهد؟ آیا معدود برنامه‌های انقلابی سازمان تقویت‌شده‌اند؟ برنامه‌ی ثریا که با شعار دیدبانی برای پیشرفت ایران که موردتقدیر رهبری هم بود تعطیل‌شده است؟

 

صداوسیما به ذکر جمله اقتصاد مقاومتی خیلی خوب است اکتفا کرده است. مگر می‌شود با پول تبلیغات کالاهای خارجی و بانک‌ها عملکرد ضد اقتصاد مقاومتی بانک‌ها را نقد کرد.

آیا توانسته‌ایم اقتصاد مقاومتی را برای شالی‌کار شمالی، صیاد جنوبی، دامدار و کشاورز کرمانی و دانشجو و استاد دانشگاه مرکز نشین معنا کنیم؟ آیا استانداران استان‌های مختلف کشور عملکرد خود را در اقتصاد مقاومتی را زیر ذره‌بین مردم و رسانه ملی می‌دانند؟

 

چرا رسانه ملی از حضور مردم در انتخابات و راهپیمایی‌ها گزارش می‌گیرد؟ [ولی] از تجمعات کارگران، پرستاران، معلمان و دانشجویان گزارش نمی‌گیرد؟ تا خواسته‌های به‌حق مردم را به حاکمیت برساند؟

چرا رسانه ملی سانسوری خبری می‌کند؟ تا فرصت را به رسانه‌های بیگانه بدهد تا نقش دایه دلسوزتر از مادر را برای مردم بازی کند؟

اگر اقشار ضعیف این جامعه به قول رهبر معظم انقلاب، تریبون ندارند، مقصر کیست؟ مردم بیش از آنکه از مشکلات و فشار و وجود فساد و بدعهدی‌های داخلی و خارجی ناامید شوند از لاپوشانی و محافظه‌کاری رسانه ملی ناامید می‌شوند.

بهترین کمک به حاکمیت نشان دادن ضعف‌های آن و معرفی مقصران واقعی است که با رویکرد فعلی صداوسیما هیچ هم‌خوانی ندارد.

 

یکی دیگر از اقدامات صداوسیما که انتقاد بسیاری از جامعه نخبگانی کشور را برانگیخت؛ نحوه پرداختن به شخصیت مرحوم هاشمی رفسنجانی در ایام وفات ایشان بود که چیزی شبیه تحریف حوادث بود. متأسفانه این رسانه ملی [تصویر] دور از حقیقتی را زندگی آن مرحوم جلوه داد که کمتر شباهتی به حقیقت داشت.

مردم ما همان‌گونه که مجاهدت‌های مرحوم هاشمی رفسنجانی در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی و بعد از انقلاب را هرگز از یاد نخواهند برد و به‌پاس آن برای آن مرحوم طلب رحمت و مغفرت می‌نماید.

امّا این کارنامه سبب نخواهد شد [که] با اذعان دلسوزان و کارشناسان تأثیر اندیشه‌های مرحوم هاشمی در قرارداد ۵۹۸، توسعه نظام سرمایه‌داری، شکل‌گیری اشرافیت افسارگسیخته حکومتی، شیوع فقر و شکاف طبقاتی، حمایت از فتنه گران در سال ۸۸، تأثیر حمایت‌های ایشان در شکل‌گیری برجام و ایشان باز همین تریبون حزب‌اللهی‌ها به مانور تجمل توصیه می‌کرد، را فراموش کنند.

 

اینک هاشمی رفسنجانی در میان ما نیست ولی میراث او همچنان در حوزه سیاست و صحنه اجرایی کشور تأثیرگذار است. ازاین‌رو صداوسیما را به بازخوانی و بررسی دقیق و منصفانه میراث هاشمی دعوت می‌کند. نه نگاهی در هفته پیش در رسانه ملی مشاهده می‌شد.

برای سلامتی آتش‌نشان دعا کنیم. هرگز فداکاری این شهیدان از خاطر ملتِ قدردانِ ایران نخواهد رفت. صلواتی برای شادی روحشان بفرستید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *