بایگانی برچسب: هاشمی رفسنجانی

سردارآبادی: آتش‌نشان‌ها ذخایر انقلاب هستند نه نجومی بگیران/قوا و نهادهای کشور مردم را به رسمیت نمی شناسند/مردم جام زهر و فتنه۸۸ هاشمی رفسنجانی را فراموش نمیکنند

امین سردارآبادی دبیر جنبش عدالت‌خواه دانشجویی و فعال سابق انجمن اسلامی دانشگاه حکیم امروز (جمعه اول بهمن ۹۵) در پیش خطبه‌های نماز جمعه تهران به سخنرانی پرداخت. متن کامل سخنرانی به شرح زیر است:

بسم رب الشهدا  و المستضعفین

خداوند را شاکرم که توفیق شد در خدمت نمازگزاران محترم باشم.

در ابتدا عرض می‌کنم آتش‌نشان‌ها که در این سختی معیشت ایثار و فداکاری و ازخودگذشتگی نشان می‌دهند ذخایر انقلاب هستند نه نجومی بگیری که سهم خودشان را از سفره انقلاب مطالبه می‌کنند. جهت شادی روحشان صلواتی ختم کنید…

این‌جانب به نمایندگی از اتحادیه جنبش عدالت‌خواه دانشجویی کشور در پشت تریبون نماز جمعه حاضرشده‌ام. در این زمان دو مسئله را با شما در میان می‌گذارم:

 

مسئله اول شفافیت حق مردم است

حقوق و وظایف مردم فقط به انتخابات‌ها و راهپیمایی‌ها ختم نمی‌شود مردم حق دارند بفهمند که حاکمان چطور حکومت می‌کنند. حق دارند که در جامعه اسلامی بدانند که چه کسی بابت چه‌کاری از بیت‌المال مسلمین چقدر برداشت می‌کند. مردم نامحرم نیستند.. در نگاه دینی مردم بار‌ها به وظیفه امربه‌معروف و نهی از منکر حاکمان موظف شده‌اند هم‌چنین حاکمیت وظیفه دارد که این مسائل را با مردم در میان بگذارد.

سرنخ پدیده‌های فساد مانند حقوق‌های نجومی، املاک نجومی، اختلاس‌های بانکی و سایر فسادها که را دنبال می‌کنیم همگی آن‌ها در یک نقطه کور به هم می‌رسند و آن «عدم شفافیت» نظام مالی و اقتصادی در ایران است.

اگر حساسیت رسانه‌ها و افکار عمومی در یکسال گذشته نبود آیا مسئولان دولتی و حکومتی در همین حد ناچیزی که مشاهده کرده‌ایم خود را ملزم به پاسخگویی می‌دیدند؟

 

دفعه قبل از پشت همین تریبون به سران سه قوه اعلام کردیم که لیست اموال و دارایی‌هایتان را شفاف کنید در روز دانشجو نیز به آقای روحانی این مسئله را متذکر شدیم اما اتفاقی نیفتاد.

باگذشت سه سال از دولت یازدهم هنوز دو وزیر حاضر به ارائه لیست اموال خود به قوه قضاییه نشده‌اند و قوه قضاییه نیز با مماشات با این افراد برخورد کرده است.

حتی سران دو قوه بر سر شفافیت بحث‌وجدل کردند اما نه آگاهی برای مردم کسب شد و نه اعتماد عمومی بالا رفت. مشکل آنجاست که قوای کشور و دیگر نهادها مردم را به رسمیت نمی‌شناسند و در کشورداری سهیم نمی‌کنند.

 

برای مثال قوه قضایی از نبود توان در برخورد با مفاسد می‌گویید اما نه‌تنها در پیدا کردن و رفع فساد از مردم کمک نمی‌گیرد. بلکه با ورود مردم برخورد می‌کند. در این مسئله نمونه ملموسش سید میثم صفاییان نماینده کامیون دارها که علیه فساد، تبعیض و قاچاق در سیستم حمل‌ونقل گفت و منصور نظری که فساد فضائی در دستگاه قضا گزارش محرمانه تهیه کرد. در این زمینه نه‌تنها مسائل حل نشد و از ظرفیت مردمی استفاده نشد بلکه با آن‌ها برخورد نیز صورت گرفت حتی سؤالات بسیار ابهام‌آوری را در ذهن‌ها مطرح کرد که چرا مسیر دادگاه‌ها و زندان بسر می‌برند و تبعیض و قاچاق هم چنان پابرجا است و حتی آن قاضی متهم به طرز مشکوکی بازنشست می‌شود. مشخص نبودن این‌ها تأثیرات بدی در ذهن عموم مردم خواهد گذاشت.

با این وضع موجود، مردم حق دارند که حساس شوند بدبین بشوند. بهترین راه برای جلب اعتماد عمومی هست ایجاد سامانه‌ای برای اعلام حقوق‌ها و دستمزد‌ها است که در ماده ۳۵ برنامه توسعه آمده است.

ولی افرادی در پشت پرده که از عدم شفافیت در نظام پرداخت‌ها، نظام بانکی و نظام اقتصادی بهره می‌برند تمام تلاش خود را برای حذف ماده ۳۵ برنامه ششم در مورد اطلاع عمومی مردم از حقوق مدیران را در صحن علنی مجلس کردند اما حضور به‌موقع دانشجویان و افکار عمومی مانع شد. حال این افراد از شیطنت‌هایشان دست برنداشته‌اند.

از همین تربیون از شورای محترم نگهبان می‌خواهیم این ماده را کامل تصویب کند تا ضربه مهلکی بر میزان مقبولیت و حتی جمهوری اسلامی وارد شد را جبران شود.

 

دومین مسئله‌ای که باید به آن بپردازیم مسئله صدا سیما است که شرح آن خود رنج‌نامه‌ای مفصل می‌طلبد.

سپاس از جهادهای صداوسیما برای رسیدن به اهداف انقلاب انجام داده است.

امام خمینی پیرامون صداوسیما گفته است:

[صداوسیما] این یک دانشگاه عمومی است

[صداوسیما] دستگاهی باشد که بعد از چند سال تمام قشر ملت را مبارز بار بیاورد،

تمام را متفکر بار بیاورد

مستقل بار بیاورد،

از غرب‌زدگی بیرون کند؛

استقلال به مردم بدهد.

(صحیفه امام جلد ششم)

 

صداوسیما در این شاخص‌های امام و رهبری متأسفانه تا حدودی مردود شده است. زمان جاری یکی دیگر از شرایط خاص انقلاب اسلامی که از یک‌سو تجربه برجام و ارتباط با امریکا را سپری می‌کند رسانه ملی باید تجربه حاصل‌شده از یک دوره مذاکره و تعامل با غرب در قالب برجام هیچ ثمری جز بدعهدی امریکا نداشته است را بیان نمایند.

چرا منتقدان جایی در صداوسیما ندارند؟ پخش مذاکرات کمیسیون برجام و موضع‌گیری‌های مقامات داخلی و غربی و برگزاری برنامه‌های دوطرفه و برخی مستندهای روشنگرانه حداقل کاری بود که می‌توانست بشود ولی نشد؟ تا عده‌ای در داخل سخن از برجام‌های بعدی نگویند عده‌ای در آنتن رسانه ملی اعلام می‌کنند هدف از پذیرش برجام نه لغو تحریم‌ها که رهایی از جنگ بوده است!

 

صداوسیما در حوزه مشکلات داخلی کشور نیز عملاً باب هرگونه نقد به عملکرد مسئولین بسته است… صداوسیما چند برنامه انتقادی پیرامون قراردادهای نفتی جدید، کرسنت، فیش‌های نجومی و املاک نجومی، اطاله دادرسی‌ها، مشکلات ساختاری قوه قضاییه، طرح تحول سلامت، شفافیت اقتصادی، عملکرد نظام بانکی، مشکلات نظام سلامت و تجمیع بیمه‌ها، طرح تحول سلامت ساخته‌شده است؟

صداوسیما [می‌تواند] کارنامه خود را ارائه دهد؟ آیا معدود برنامه‌های انقلابی سازمان تقویت‌شده‌اند؟ برنامه‌ی ثریا که با شعار دیدبانی برای پیشرفت ایران که موردتقدیر رهبری هم بود تعطیل‌شده است؟

 

صداوسیما به ذکر جمله اقتصاد مقاومتی خیلی خوب است اکتفا کرده است. مگر می‌شود با پول تبلیغات کالاهای خارجی و بانک‌ها عملکرد ضد اقتصاد مقاومتی بانک‌ها را نقد کرد.

آیا توانسته‌ایم اقتصاد مقاومتی را برای شالی‌کار شمالی، صیاد جنوبی، دامدار و کشاورز کرمانی و دانشجو و استاد دانشگاه مرکز نشین معنا کنیم؟ آیا استانداران استان‌های مختلف کشور عملکرد خود را در اقتصاد مقاومتی را زیر ذره‌بین مردم و رسانه ملی می‌دانند؟

 

چرا رسانه ملی از حضور مردم در انتخابات و راهپیمایی‌ها گزارش می‌گیرد؟ [ولی] از تجمعات کارگران، پرستاران، معلمان و دانشجویان گزارش نمی‌گیرد؟ تا خواسته‌های به‌حق مردم را به حاکمیت برساند؟

چرا رسانه ملی سانسوری خبری می‌کند؟ تا فرصت را به رسانه‌های بیگانه بدهد تا نقش دایه دلسوزتر از مادر را برای مردم بازی کند؟

اگر اقشار ضعیف این جامعه به قول رهبر معظم انقلاب، تریبون ندارند، مقصر کیست؟ مردم بیش از آنکه از مشکلات و فشار و وجود فساد و بدعهدی‌های داخلی و خارجی ناامید شوند از لاپوشانی و محافظه‌کاری رسانه ملی ناامید می‌شوند.

بهترین کمک به حاکمیت نشان دادن ضعف‌های آن و معرفی مقصران واقعی است که با رویکرد فعلی صداوسیما هیچ هم‌خوانی ندارد.

 

یکی دیگر از اقدامات صداوسیما که انتقاد بسیاری از جامعه نخبگانی کشور را برانگیخت؛ نحوه پرداختن به شخصیت مرحوم هاشمی رفسنجانی در ایام وفات ایشان بود که چیزی شبیه تحریف حوادث بود. متأسفانه این رسانه ملی [تصویر] دور از حقیقتی را زندگی آن مرحوم جلوه داد که کمتر شباهتی به حقیقت داشت.

مردم ما همان‌گونه که مجاهدت‌های مرحوم هاشمی رفسنجانی در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی و بعد از انقلاب را هرگز از یاد نخواهند برد و به‌پاس آن برای آن مرحوم طلب رحمت و مغفرت می‌نماید.

امّا این کارنامه سبب نخواهد شد [که] با اذعان دلسوزان و کارشناسان تأثیر اندیشه‌های مرحوم هاشمی در قرارداد ۵۹۸، توسعه نظام سرمایه‌داری، شکل‌گیری اشرافیت افسارگسیخته حکومتی، شیوع فقر و شکاف طبقاتی، حمایت از فتنه گران در سال ۸۸، تأثیر حمایت‌های ایشان در شکل‌گیری برجام و ایشان باز همین تریبون حزب‌اللهی‌ها به مانور تجمل توصیه می‌کرد، را فراموش کنند.

 

اینک هاشمی رفسنجانی در میان ما نیست ولی میراث او همچنان در حوزه سیاست و صحنه اجرایی کشور تأثیرگذار است. ازاین‌رو صداوسیما را به بازخوانی و بررسی دقیق و منصفانه میراث هاشمی دعوت می‌کند. نه نگاهی در هفته پیش در رسانه ملی مشاهده می‌شد.

برای سلامتی آتش‌نشان دعا کنیم. هرگز فداکاری این شهیدان از خاطر ملتِ قدردانِ ایران نخواهد رفت. صلواتی برای شادی روحشان بفرستید.

هاشمی ساده زیستی را امل بازی می دانست/باب شدن آقازاده پروری از دوران سازندگی

جنبش عدالتخواه دانشجویی در بیانیه‌ای دانشجویان، دانشگاهیان و نخبگان را توصیه به بازخوانی و بررسی دقیق میراث های فرهنگی واجتماعی ،اقتصادی و سیاسی هاشمی کردند.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین شخصیت های سیاسی و اجتماعی ایران در چهار دهه گذشته بوده است. هاشمی نقش موثری در انقلاب و جنگ و پس از آن داشت و همواره مورد عنایت امام راحل و رهبر انقلاب بوده تا آنجا که امام خمینی (ره) بعد از شنیدن خبر ترور ناموفق ایشان فرمودند: «هاشمی زنده است چون نهضت زنده است» و رهبری علیرغم «اجتهادهای متفاوت» ایشان را «یار دیرین» خود خواندند. با این اوصاف از آنجا که جنبش عدالتخواه دانشجویی رسالت جنبش دانشجویی را مطالبه عدالتخواهی و آرمانخواهی( به جای پادویی برای جریانات سیاسی مختلف) می داند، علاوه بر ارج گذاری به زحمات و خدمات هاشمی اعتقاد دارد میراث فکری و اجرایی مرحوم هاشمی باید مورد بازخوانی انتقادی جدی قرار گیرد.

 

با توجه به سوابق موضع گیری ها و اقدامات مرحوم هاشمی رفسنجانی می توان وی را یک پراگمات پر انرژی دانست که بخاطر حضور طولانی مدت در صحنه سیاسی کشور چرخشهای متعددی از او در حافظه تاریخی مردم باقی مانده است.

همین چرخشهای متعدد زمینه ساز تفاسیر مختلف و حتی متضاد در موضوع «نسبت هاشمی با آرمان های انقلاب اسلامی» شده است. به همین خاطر با فوت هاشمی، صدا وسیما و دیگر رسانه های رسمی جمهوری اسلامی فعالانه تلاش کردند تا زمینه سو استفاده رسانه های بیگانه از این فقدان را سد کنند.

این تلاش اما شکل کاریکاتوری به خود گرفت و صدا و سیما و دیگر رسانه ها به جای بررسی منصفانه کارنامه سیاسی، اقتصادی، خانوادگی و فرهنگی هاشمی رفسنجانی به تحریف تاریخ متاخری که پیش روی نسل های اول و دوم و سوم انقلاب بوده پرداختند و از او یک قدیس ساختند.

از این رو همانطور که اشاره شد بازخوانی انتقادی میراث هاشمی از مهمات زمانه ماست.
۱-    میراث اقتصادی هاشمی: هاشمی از خود ایده مشخص و منقحی در زمینه توسعه نداشت و بعد از جنگ و در قامت ریاست جمهوری گرفتار «الگوی توسعه» طراحی شده تکنوکراتهای بازگشته از آمریکا و اروپا شد. تکنوکراتهایی که بعدها آرام آرام به اصحاب فکری و اجرایی هاشمی تبدیل شدند و اغلب آنها در قامت حزب کارگزاران سازندگی تشکل یافتند.

الگوی استعماری «مکتب نوسازی» مبنای توسعه دولت سازندگی قرار گرفت و شدیدترین سیاست های توسعه ای ضدبومی و سرمایه سالارانه رانتی در کشور پیگیری شد. تکیه بر درامدهای نفتی، برنامه ریزی مرکزسالارانه، آزادسازی نرخ ارز، سیاستهای خصوصی سازی ( به عبارت بهتر اختصاصی سازی) بی توجهی به استان های حاشیه ای و اقوام و فرهنگ های بومی و اجرای سیاست های بانک جهانی و صندوق جهانی پول از جمله این سیاست هاست. اجرای سیاست های هاشمی باعث بروز گسترده شکافهای طبقاتی، فقر و بیکاری و تورم در کشور شد و نارضایتی های بسیاری را برانگیخت.

 

۲-    میراث فرهنگی و اجتماعی هاشمی: هاشمی به واسطه تسلط بر صدا و سیما آن را به یک رسانه محافظه کار و در حد روابط عمومی و توجیه کننده تصمیمات و رفتارهای دولتمردان تقلیل داده شد. میراثی که رسانه ملی هنوز نتوانسته است از آن خارج شود. هاشمی با استفاده از تریبون نمازجمعه سیاست های تعدیل اقتصادی را تئوریزه می کرد، ساده زیستی را «امل بازی» می دانست و بریز و بپاش از جیب بیت المال را در قالب مفهوم «مانور تجمل» به مسئولان توصیه می کرد.

شیوع فساد اداری و مالی و پدیده «آقا زادگان» و «نو کیسه گان» حتی باعث اعتراض چندباره رهبر انقلاب در جلسات عمومی و اختصاصی شد. نتیجه سیاست های هاشمی ترویج و گسترش فرهنگ مصرفی و لذت گرایانه (به جای توسعه ی اخلاق و فرهنگ کار و تولید) از طریق رسانه های رسمی، راه اندازی نشریات، مراکز خرید لوکس، فروشگاه های زنجیره ای و مراکز فرهنگی همچون فرهنگسراها بود.

توسعه بی بند و بار شهری از زمان هاشمی(با مدیریت کرباسچی در شهرداری تهران) آغاز شد که باعث ایجاد شکاف های اجتماعی و فرهنگی و طرد طبقات پایین دست به حاشیه شهرها و “کلانشهری شدن بی عدالتی” شد. تلفیق این الگوی توسعه با رانت جویی دولتمردانِ زیر عبای هاشمی باعث استقرار کارخانه های صنعتی «آب بَر» در مناطق کم آبی چون استان کرمان، اصفهان، همدان و… شد.

این سیاست های توسعه ای  ناسازگار با اقلیم ایران بعلاوه در دستور کار قرار گرفتن طرح های سدسازی های بی حساب وکتاب(که البته در دوره های بعدی نیز ادامه یافت) زمینه ساز بروز فجایعی شده که این روزها نشانه های آن برای همگان آشکار شده است: خشکسالی، کم آبی، مهاجرت، حاشیه نشینی، فقر، بیکاری، اعتیاد، کودکان کار و …

 

۳-    میراث سیاسی هاشمی: در سالهای دهه هفتاد برخوردهای شدید هاشمی با منتقدانِ عملکرد و سیاست هایش، از جناح ها و گروههای سیاسی مختلف، چاشنی توسعه وارداتی و آمرانه او بود.

نشریات بسیاری تعطیل شدند و فعالان سیاسی زیادی به زندان افتادند. اگرچه برخی از اصحاب هاشمی تلاش داشتند ریاست جمهوری او را مادام العمر کنند اما توفیقی نیافتند و بواسطه همین سیاست ها بود که بعد از دوره هشت ساله دولت موسوم به سازندگی مردم با اشتیاق به تغییر شرایط رای دادند.

انتقادات شدید سیاسی رادیکال های دومی خردادی از دوره زمامداری هاشمی به مرور هاشمی را که از فعالیت اجرایی فاصله گرفته بود تحت تاثیر گذاشت و هاشمی به اصلاح طلبان نزدیک شد. در سال ۸۴ که به خاطر عملکرد نامناسب اصلاح طلبان در حوزه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مردم از آنان نا امید شدند و کاندیدای آن ها از مقبولیت اجتماعی برخوردار نبود، آنها برای مواجهه با کاندیدای مقابل خود دست به دامن هاشمی شدند و ناخواسته هاشمی رفسنجانی به لیدر سیاسی اصلاح طلبان تبدیل شد.

 

اما مردم این تغییرات رفتاری و گرایشی هاشمی را باور نکردند و هاشمی در سال ۸۴ و بار دیگر به صورت غیر مستقیم در سال ۸۸ شکست خورد. این شکست ها آنقدر برای هاشمی و جریان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی که زیر سایه او فربه شده بودند سنگین آمد که از رای مردم تمکین نکردند و تا هشت ماه بعد از انتخابات سال ۸۸ عرصه سیاسی کشور دستخوش فتنه و کشمکش های بسیاری شد.

هاشمی با نامه ها و سخنرانی ها و رفتارهای خانوادگی اش بر کوره این فتنه دمید. فتنه ای که باعث امیدواری و طمع دشمنان خارجی شد و از این رو تحریم ها و فشارهای خارجی برای ایجاد انشقاق در میان مردم افزایش یافت.

 

با بی تدبیری دولت دهم و همکاری برخی عناصر فرصت طلب و مغرض داخلی، تحریم ها تا حدودی اثرگذار شد و باعث افزایش قیمت دلار و رشد تورم همچون سالهای دهه هفتاد شد. در اثنای این فشارها بود که هاشمی و اصحاب او خود را منجی وضع موجود معرفی کردند و یکی از همراهان اصلی هاشمی در سال ۹۲ به ریاست جمهوری دست یافت.  روحانی با شعار “هم چرخ سانتریفیوژ ها بچرخد و هم چرخ زندگی مردم” رای مردم را کسب کرد ولی سیاست های سرمایه سالارانه رانتی اقتصادی روحانی و حمایت های بی دریغ هاشمی از دولت روحانی نشان داد که اگرچه هاشمی به واسطه دوری از میدان قدرت اجرائی در زمینه فرهنگ و سیاست چرخش هایی داشته است اما هنوز بر سر سیاست های اقتصادی خود پافشاری می کند.

اینک هاشمی رفسنجانی در میان ما نیست ولی میراث او همچنان در حوزه سیاست و صحنه اجرایی کشور تاثیر گذار است. هاشمی اگرچه به دلایل مختلف چرخشهای گوناگونی داشت اما هیچگاه از دایره سعه صدر نظام خارج نشد ولی جنبش عدالتخواه دانشجویی فاصله بسیاری در تطابق رویکردها وعملکردهای آن مرحوم با آرمانهای انقلاب اسلامی و امام راحل در حوزه های فرهنگ و روحیه انقلابی، عدالت خواهی و عدالت گستری، ساده زیستی و توجه به جبهه جهانی مستضعفان می بیند و از این رو همه دانشجویان و دانشگاهیان و نخبگان را به ادامه این بازخوانی و  بررسی دقیق و منصفانه میراث هاشمی دعوت می کند.

هاشمی به مردم پیوست…

یادداشت/ دانیال یادگاری، سعید شعرباف تبریزی: در تاریخ همواره روحانیت نقش محوری در انقلاب‌های ارزشی و مردمی داشته و دارد و آنچه سبب شده است که بسیاری از این انقلاب‌ها دچار تضعیف شود انحراف انقلابیون در مسیر مردم و نخبگان جامعه بوده است.

شاید آن زمانی که به عمار گفته شد اگر امیرالمؤمنین به یک‌سو و دیگران به‌سوی دیگر رفتند تو به دنبال علی ابن ابی الطالب برو؛ چون تو را به گمراهی نمی‌برد… قدرت برای عمار ارزشی نداشت.

اما حال که عده‌ای انقلاب را با “سانتیمترها” اندازه می‌گرفتند و معتقد بودند هر چه نزدیک‌تر ولایت باشند. انقلابی‌تر هستند، انگار فراموش کردند انقلاب به دنبال “میلی‌مترها” در صحنه عمل به شعارها و اهداف انقلاب است.

و نمی‌توان مبانی و ماهیت انقلاب را در مسیری عاری از فریاد مردمی و تئوری‌های نظم عمومی دنبال کرد

اما باید توجه داشت:

یادمان نرود حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، همان هاشمی است که در راه مبارزه، از اموال خود در قم و تهران می‌گذرد و صادقانه همه تهمت‌های مجاهدین و منافقین و ضدانقلاب‌ها را به جان می‌خرد، حتی در دوران ریاست جمهوری نیز بسیاری از حرکات بنیادی و زیرساختی را برای کمک به مردم این کشور پایه‌ریزی می‌کند.

حمایت و پایمردی‌اش در دفاع از رهبری، هنوز هم میان همه موافقان و دوستانش کم‌نظیر بود و هوشیاری و استعداد خارق‌العاده وی در عمل سیاسی… او از همان ابتدا نیز، نگاه متفاوت و متمایزی به انقلاب، جنگ، توسعه و… داشت و این نگاه التقاطی وی، زمینه انحرافی را ایجاد کرد که دوستان و کارگزارانش عاملان اجرایی شدن آن شدند. خداوند او را بیامرزد و با دوستان شهیدش محشور کند، حالا دیگر می‌توان گفت که هاشمی به مردم پیوسته است…

پیام تسلیت در پی ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

بسم الله الرحمن الرحیم
انّا لله و انّا الیه راجعون

با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی، و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم. فقدان همرزم و همگامی که سابقه‌ی همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام می‌رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواریها و تنگناها که در این دهها سال بر ما گذشت و چه همفکریها و همدلیها که در برهه‌های زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید. هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سالها، تکیه‌گاه مطمئنی برای همه‌ی کسانی که با وی همکار بودند به ویژه برای اینجانب به شمار می‌آمد. اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ی خناسانی که در سالهای اخیر با شدّت و جدیت در پی بهره‌برداری از این تفاوتهای نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.

 

او نمونه‌ی کم‌نظیری از نسل اوّل مبارزان ضد ستم‌شاهی و از رنج‌دیدگان این راه پرخطر و پرافتخار بود.

 

سال‌ها زندان و تحمل شکنجه‌های ساواک و مقاومت در برابر این همه و آنگاه مسئولیتهای خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگهای درخشان زندگی پر فراز و نشیب این مبارز قدیمی است.

 

با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی‌شناسم که تجربه‌ای مشترک و چنین درازمدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ‌ساز به یاد داشته باشم.

 

اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ی الهی با پرونده‌ئی مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همه‌ی ما مسئولان جمهوری اسلامی است.

 

غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا میکنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض میکنم.

 

غفرالله لنا و له

سید علی خامنه‌ای
۱۹ دیماه ۱۳۹۵