بایگانی برچسب: یادداشت

کدام جبهه؟! کدام مردم؟!

✍ یادداشت / دانیال یادگاری: مدت هاست که واژه مردم آلت دست برخی افرادی شده است که تنها، خودشان را در دایره انقلاب اسلامی تعریف می کنند و در حرکات متحیرگونه ای، به نام مردم و به کام قدرت، در مسیر منافع قبیله ای و جناحی خود جمع هایی را درست کرده و نام آن را جمیعت مردمی انقلاب اسلامی هم می دانند‼️

 

جمیعتی که هر کدام با در دست داشتن پلاکاردی از مواضع مختلف و حمایت های گوناگون (که البته نقدهایی گوناگون در حوزه های جدی انقلاب اسلامی به آنان وارد است)، در حال مانورِ انتخاباتی در انقلابِ منهای مردم هستند.

 

اما جای سوال دارد ، شخصیت هایی که روزی فریاد اصول گرایی سر می دانند، که تنها تفاوت اغلب این جریان ریشویِ سبحه برکفِ اصولگرا ! ، با جریان سلطنت طلبی قبل از انقلاب، در مقداری ریش و پشم و عبای شکولاتی خلاصه میشود و با دردهای اجتماعی مردم هیچ اشتراکی نداشته و در زمان خود سهم خود را از سفره انقلاب بر می دارند، چرا امروز از سوراخ موش پایدارچی بودن بیرون آمده و بعد از خداحافظی تمسخر آمیز از آرمان های دیروز از آرمان های جدید در قبیله جدید رونمایی می کنند⁉️

photo_2017-03-07_17-49-54

ظاهرا امروزه، انقلاب اسلامی‌ای که امام میگفت یک تار موی کوخ‌نشینانش را بر تمام کاخ نشینان عالم نمی‌دهیم، در آستانه چهل سالگی اش، با یک شبه انقلابی های دیگری مواجه شده است که طرفدارانش در املاک میلیاردی برای انقلاب جشن سالگرد می گیرند! و با ماشین های ۲۰۰ میلیونی در درس خارج فقه اش شرکت می کنند و با رانت و سرمایه سالاری برای مردم تصمیم می گیرند و بعد از شکست قبیله خود با گستاخی مردم را مقصر می دانند و با برچسب کوفی مسلک به مردم ، خود را سوپر انقلابی معرفی می کنند❗️

 

اما حقیقت این است که، کسانی که به شعور و فهم مردم توهین می کنند، و مردم را از مسیر دموکراسی خارج می کنند، قبل از آنکه امثال نوری زاده و طبرزنی و در یک کلام استکبار وحشی غربی باشد، شما دوستان تحجر مسلکی هستید که شعور تاریخی مردم را به سخره گرفتید و با بازی کردن با واژه انقلاب، بیشترین هزینه را برای نظام جمهوری اسلامی به وجود آورده اید.
ناگفته پیداست که دیگر در فضای سیاسی و اجتماعی کشور، دوگانه انقلابی و ضدانقلابی جوابگو نیست و ما با یک ۳ گانه جدی، بین انقلاب، #شبه_انقلاب و ضدِانقلاب مواجه ایم.

نخبگى یا پخمگى؟

یادداشت/ دانیال یادگاری: مطمئناً دیکتاتوری و فاشیسم در ظاهر دو سیستم شبیه به هم هستند اما تفاوت اصلی آن‌ها در این است که در سیستم‌های دیکتاتوری، دیکتاتور خشونت اجتماعی را بنیان‌گذاری می‌کند و نخبگان این خشونت را تئوریزه می‌کنند

اما سازوکار فاشیسم در این است که این خشونت اجتماعی از پایین به بالا رخ می‌دهد یعنی مردم و نخبگان برای حذف مخالفان و یا دسته‌ای دیگر به‌جای پارلمانتاریسم (نظام‌های پارلمانی که رئیس قوه مجریه در مقابل رئیس قوه مقننه و نمایندگان باید پاسخگو باشد) از روش‌های سرکوب و معارضه استفاده می‌کنند

 و نخبگان نیز همسو با مردم و با جعل نظریات شبه‌علمی، می‌کوشند به این خشونت اعتبار بخشند.

در سال‌های اخیر و با رشد شبکه‌های اجتماعی شاهد شمشیرکشی‌های مشتی اراذل با نقاب فرهنگی هستیم که تمایلات سلطه طلبانه قومی، طبقه‌ای و فاشیستی خود را در قالبی دلسوزانه و جامعه‌شناسانه ارائه می‌کنند و توده ناآگاه نیز همسو با این اوباش این نظریات را تأیید می‌کنند.

جناب خانم مولاوردی، معاون محترم زنان ظاهراً متن اعلامیه جهانی حقوق بشر را نخوانده‌اند که هر انسانی مالک و تصمیم‌گیرنده تن خویش است (حتی اگر تصمیم بگیرد به آن صدمه بزند) هم ازاین‌روست که وقتی به بیمارستان مراجعه می‌کنید فرمى تحت عنوان رضایت انجام امور پزشکی را امضا می‌کنید تا پزشک برای درمان اجازه داشته باشد. شما که از پیش‌پاافتاده‌ترین حقوق یک انسان ناآگاه هستید چطور به خودتان اجازه می‌دهید در مورد عقیم شدن بی‌خانمان‌ها لاطائل بگوئید؟

اصلاً شما در چه جایگاهی (به لحاظ دانش و دین در حق تصمیم‌گیری برای انسان‌های دیگر) هستید که با خلق این نظریات کثیف فاشیستی، بدیهی‌ترین حقوق یک انسان را از او سلب کنید؟

شما بهتر است همان چشم چشم دو ابرویتان را بکشید و لایکتان را بگیرید و از نظریه‌پردازی در اموری که بزرگان، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی هم در آن عاجزند، پرهیز کنید.

انتصاب؛ ارزشی یا قبیله ای؟

یادداشت/ دانیال یادگاری: انتصاب؛ ارزشی یا قبیله ای؟

مدت‌هاست دانشجویان و فعالان عرصه دانشجویی عادت کرده‌اند به انتصاب‌های خوب و بدی که سبب شکل‌گیری جزیره‌های فکری در جریان دغدغه‌های دانشجویی می‌شود…

 آیا وقت آن نرسیده است که دانشجو و تفکرات حاکم بر دانشگاه مسیر خود را از برنامه‌های فرمایشی جدا کنند؟

نقش مسئولان تازه انتصاب شده چیست؟
اگر مسئولان گذشته در فعالیت‌های خود دچار نقایص فراوان بودند، مسئولان تازه‌نفس چه ویژگی بارزی نسبت به آن افراد دارند؟!

اگر در هر دانشگاهی نزدیک‌ترین بخش به اندیشه انقلاب اسلامی، دچار کج‌فهمی و بدسلیقگی در درک آرمان‌های حضرت امام داشته باشد، آیا از افراد و بخش‌های دیگر می‌توان انتظاری داشت؟!

منتصبین جدید، چه ایده‌ای را دنبال می‌کنند که شیپور قبیله گرایی را به دست گرفته و با خیال واهی به گَلِه‌داری (از نوع احزاب سیاسی) در دانشگاه فکر می‌کنند؟

مطمئناً عزیزان می‌دانند که با تغییر افرادی که زحمتِ خواندن اندیشه‌های بنیان‌گذار انقلاب را به خود نداده‌اند و در بسیاری از موضوعات منیت فردی را به مصلحت انقلاب نسبت می‌دهند، نمی‌توان در صحنه تئوری‌های حضرت امام حرکت کرد و مثل گذشته، فاصلهٔ بین تئوری امام و عملیاتی کردن آن از سوی افراد شکل می‌گیرد.

ای‌کاش دوستان می‌دانستند که هم مسیر بودن را باید در ریل حضرت امام و فرمایشات مقام معظم رهبری دنبال کرد؛ در غیر این صورت، هم مسیر شدن با منیّت ها، بی‌تدبیری محض است.

یتیم خانه ایران؛بزرگترین هولوکاست تاریخ!

یادداشت/ مریم برزویی: یتیم خانه ایران ساخته ابوالقاسم طالبی٫کارگردان فیلم قلاده های طلا و آثاری هم چون:آقای رییس جمهور ٫به کجا چنین شتابان٫دست های خالی و نغمه و…است.شخصی که در همه آثارش به روایت گری توطئه های دشمنان می پردازد.

یتیم خانه ایران این روزها شهر به شهر و دانشگاه به دانشگاه می رود تا روایت کند داستان ستم هایی را که استعمار پیر بر ملتی ستمدیده روداشت.می رود تا روایت کند داستان استعمارگرانی را که دنبال اشغال گری هایشان ۹میلیون از جمعیت ۱۸میلیونی ایران آن زمان٫در اثر بیماری و قحطی در آن سال ها درگذشتند.تا جایی که یک ژنرال انگلیسی در کتاب خاطرات خود از آن روزگار چنین می نویسد:«هرکس که قدمی در شهر می زد با آزار دهنده ترین مناظر رو به رو می شد.کسی نمی تواند این صحنه ها را تاب بیاورد.مردم می میرند و کسی نیست کمکی بکند.گله جسد آدم ها آن قدر کنار جاده ها٫بی آن که کسی نگاهی به آن ها بیندازد می ماند تا آن که از بیم لطمه به دیگران٫دیگر چاره ای جز دفن آن ها نباشد.»

آری یتیم خانه می رود تا روایت کند٫بزرگترین هولو کاست تاریخ را.هولوکاستی که عده ای کوشیدند تا به گوش مردم نرسد!
کارگردان اثر می گوید:«قهرمانان این فیلم مردمی هستند که در آن زمان نان را با خاک اره می خورند.»اما عده ای شبه روشنفکر غرب زده با هدایت انگلیسی ها تمام تلاششان را می کنند تا این فجایع را در تاریخ سانسور کنند. فجایع عظیم سال های۱۲۹۵تا۱۲۹۷ که شاید هیچ کداممان هیچ گاه نه در کتب تاریخ دوران دانش آموزی و دانشجوییمان و نه در دیگر کتب تاریخی حتی اشاره ای نیز از آن ندیده ایم‌.

یتیم خانه ایران با همه سختی های کار ساخته می شود و به مرحله اکران می رسد.اما تلاش های جریان شبه روشنفکر به همین جا_یعنی سانسور این فجایع تاریخی_ختم نمی شود بلکه دنباله این جریان روشنفکر وطنی٫کارشکنی ها را برای جلوگیری از اکران این فیلم ادامه می دهد.به طوری که در دقیقه نود از اکران این فیلم توسط وزارت ارشاد جلوگیری می شود! و بالاخره موضوع با دخالت رییس قوه قضاییه حل می شود و چند سالن برای اکرانش درنظر می گیرند.اما سالن هایی خالی از تماشاگر! دست پخت روشنفکران وطنی که افشای عبرت های یتیم خانه لرزه بر اندام نوکری هایشان برای ارباب می افکند و تمام تلاششان را برای خاموش کردن صدایش می کنند.

آری؛برای یتیم خانه هیچ کس کف نخواهد زد.هیچ نخل طلایی هم برایش کاشته نخواهد شد و هیچ سیمرغی هم بر دوشش نخواهد نشست.چون یتیم خانه فیلم مقاومت است.آغازی بر سینمای مقاومت و ایستادگی در برابر سینمای سلطه گر جهانی که هیچ گاه نه به مذاق ارباب خارجی خوش خواهد آمد که نامزد جوایزش کند و نه به مذاق دست به سینه های داخلی ارباب خارجی که در بوق کرنایش کنند.اما این صدا خاموش نخواهد شد…

دانشجو به دنبال آینده…

یادداشت/ دانیال یادگاری: هرساله به تعداد ورودی دانشگاه‌ها اضافه می‌شود و شلوغی دانشگاه‌ها و #عدم_برنامه لازم برای عملکرد آینده این جوانان سبب مشکلات در خدمات‌رسانی و آموزش و … هزاران ضرر دیگر به این قشر از جمعیت جامعه می‌شود.

به‌راستی جواب‌گو این‌همه وعده به دانشجو را چه کسی می‌دهد؟

اگر قرار است بر اساس مصوبه برنامه ششم توسعه هرساله ۲۰ درصد خدمات رفاهی دانشجویی به بخش خصوصی واگذار شود پس بهتر است دانشجو و خانواده محترمش در همان ابتدا بداند که نیازمند یک کیف پرپول هستند.

آیا امروزه نگاه حاکم بر دانشجو یک نگاه سودده در آینده است یا ضرر ده در حال؟
آیا در سیستم آموزشی کشور به این ادعا که دانشجو سرمایه آینده است در عمل فعالیتی روی‌داده است؟

راهبرد کلان خصوصی‌سازی آموزش چه نفعی برای دولت و دانشجو دارد؟

و شاید بهتر می‌توان گفت: آقا و خانمی که بعد سال‌ها درس در مدارس مختلف و  کمبود های فراوان، همین‌که می‌تواند در یک دانشگاه با حداقل امکانات درس بخواند غنیمت است، ولی امروزه بسیاری از افراد و مدعیان انقلابی به دنبال گرفتن همین امکانات حداقل از دانشجویان و خانواده‌هایشان هستند.

به‌راستی آیا مسئولی که خود به دنبال خصوصی‌سازی آموزش و پرورش کشور است، نمی‌داند که این قانون سبب طبقه‌بندی کردن و تبعیض بین دانشجویان و خانواده‌های پردرآمد (( ذخایر نظام شما بخوانید)) و فقیران و دلسوزان انقلاب می‌شود.
مطمئناً این‌گونه نیست و مسئول جامعه بهتر از ما و شما می‌داند ولی چرا این دغدغه را ندارد.

مطمئناً زمانی که مسئول خود در بهترین امکانات و #بالاترین_درآمد حضورداشته باشد و آقازاده او را خطری تهدید نکند، به‌هیچ‌عنوان به دنبال درد و مشکل مردم نخواهد رفت و دغدغه مردم را نخواهد داشت.

آیا روسای دانشگاه که مدام صحبت از پیشرفت در عدالت و یکپارچگی در سیستم آموزش می‌کنند و دانشجو را برای کف زدن سخنان خود می‌خواهد، این قانون را برخلاف پیشرفت و عدالت نمی‌دانند.

و شاید باید گفت انقلاب به خود نمی‌دید روزی افرادی پرمدعا در چارچوب اسلام خود فهمیده به دنبال مسائلی باشند که خود نیازمند بزرگ‌ترین انقلاب است.

مبارزه جدی با گلوگاه فساد

تونل باد_یادداشت/ همیشه وقتی میگویند فساد، یاد اختلاس چند هزار میلیاردی بابک زنجانی، شهرام جزایری و غیره می‌افتیم؛ یا همین فساد هشت هزار میلیاردی صندوق فرهنگیان، که صدالبته آن وام بوده و اختلاس نبوده! ما هم که پشت گوشمان خاکستری‌ست!

اعدادی که محاسبه‌ی تعداد صفرهایش هم یکی دودقیقه‌ای وقت ما را می‌گیرد. اختلاس‌هایی که از جیب تک‌تک مردم این مملکت، از فقیر تا غنی برداشته‌شده که البته در این مسائل کک مایه‌دارها نمی‌گزد و باز هم (مثل همیشه) آن‌هایی که هشتان گرو نُه شان است زیر این خوردن‌ها، له می‌شوند.

اما برخی اوقات این بزرگ‌بینی‌ها و رمزگشایی از حروف الفبا باعث شدند به محدوده‌ی کوچک‌تر و به فسادهای کوچک توجه نکنیم! و البته که فساد کوچک و بزرگ ندارد…

غفلت کردیم از کسانی که نمی‌دانم چطور در این نوشته محترمانه خطابشان کنم! از کسی که مسئول شناسایی محرومین در یک شهرستان کوچک است. کسی که محرومین و مستضعفین با هزار امید و آرزو به او مراجعه می‌کنند؛ اما حاشا که او “خود” عامل محروم‌تر شدن همین افراد است! و خداوند لعنتش کند که این مالِ متعلق به محرومین را به فساد می‌کشد…

خدا لعنتش کند که مالی یتیم را در شکم پسران خود می‌ریزد…

و خدا لعنتش کند که باعث زندان رفتن محرومین به دلیل عدم تمکن مالی می‌شود و خانواده‌ای را به زیرِ خطِ فقر می‌کشاند…

در اینجا هم با کسی شوخی نداریم که در پوست گردو سخن بگوییم.

آقا! گلوگاه فساد می‌خواهید؟ همین‌جاست! مگر رهبری نگفتند که گلوگاه‌های فساد را پیدا کنید تا از اول فسادی به وجود نیاید؟ همین‌جاست… در شهر و در شهرستان کوچک خودمان…

چرا این کسان را که حتی ذیل نهادهای زیر نظر رهبری کار می‌کنند، یقه‌شان را نمی‌گیریم و به زیر نمی‌کشیم؟ چرا فقط به دنبال فسادهای کلان و بیانیه‌های کلان و رسانه‌ای شدن کلان می‌گردیم؟

آیا این وظیفه‌یِ دانشجویِ جوانِ عدالت‌خواه نیست؟ آیا وظیفه‌مان نیست در شهرستان کوچک خود با موضوع فساد مبارزه جدی کنیم و این گلوگاه‌ها را ببندیم؟ به تعبیر رهبری برای مقابله با شیوع فساد اقتصادی و مالی باید “لباس مبارزه” به تن کرد.

آیا وظیفه‌ی ما نیست…؟ امیدوارم فکر جدی در مورد این مسئله داشته باشیم.

 

والسلام.

رعنا موی